تبلیغات
نجات و احیای سرزمین کاسپین - داستان خاقان چین و کمک خواستن از مازندرانیها:

داستان خاقان چین و کمک خواستن از مازندرانیها:

شنبه 12 دی 1394 04:45 ق.ظنویسنده : مازندران گیلان

 

داستان خاقان چین و کمک خواستن از مازندرانیها:

مقدمه:

ﻣﺎکیاﻭﻝ فیلسوف سیاﺳﯽ ﻭ ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﺁﻫﻨﮕﺴﺎﺯ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ایتالیایی ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ۱۵ میلاﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺷﻬریاﺭ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﻫﻨﺮ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﻧویسد ؛ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻣﻠﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺑﮑﺸﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻭ یعنی ﻫویت ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭﻫﻢ ﺑﺸﮑﻦ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻭ غیر ﻗﺎﺑﻞ ﺧﺮﺩﻩگیرﯼ ﺑﻮﺩ، ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭ بیاﻭﺭ ، ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯼ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮین ﻋﺎﻣﻞ پیرﻭﺯﯼ ﺍﺳﺖ.



خلاصه داستان:
رزم رستم و خاقان چین داستانی پهلوانی دارای ۴۰۹ بیت در شاهنامه است.
خاقان چین ، هندیها، رومیها و سقلابیها در اتحادی با تورانیان وارد جنگ با ایرانیان شدند. خاقان چین با سپاهش به یاری تورانیان به هماون آمد تا با سپاه ایران بجنگد. شکستهای پی در پی سپاه ایران از سپاه توران که در پایان منجر به محاصره ایرانیان در کوه هماون گردید، ایرانیها ناچار شدند رستم را به یاری در میدان نبرد فرابخوانند. با ورود رستم و در نبردهایی که درگرفت، خاقان چین سه تن از سرداران خود یعنی اشکبوس و کاموس و چنگش را از دست داد.

کمک خواستن از مازندرانیها:
بعد از کشته شدن کاموس پهلوان کشانیها توسط رستم پهلوان ایرانیها، خویشان کاموس نزد خاقان رفتند و اینگونه گفتند:

ز چین و ز بربر سپاه آوریم                  که کاموس را کینه‌خواه آوریم

ز بزگوش و سگسار و مازندران              کس آریم با گرزهای گران

مگر سیستان را پر آتش کنیم              بریشان شب و روز ناخوش کنیم

سر رستم زابلی را بدار                       برآریم بر سوگ آن نامدار

تنش را بسوزیم و خاکسترش              همی برفشانیم گرد درش

کاموس کیست:
کاموس، در شاهنامه، مبارزی کشانی و یکی از امرای زیردست افراسیاب است که در جنگی که بین ایرانیان و تورانیان درگرفت برای یاری کردن به تورانیان شرکت کرد. در این جنگ دو پهلوان ایرانی گیو و طوس باهم به جنگ کاموس رفتند ولی شکست خوردند. همچنین رُهام پسر گودرز از طرف سپاه ایرانیان به مبارزه با کاموس پرداخت ولی بعد از مبارزه تن به تن شکست خورده و به کوه فرار کرد.
مقایسه حال و گذشته:
حالا ببینید اون زمان چینیها، هندیها و کوشانیها از مازندرانیها حساب میبردن.
نیاکان ما آدمهای بزرگی بودند که جهان به وجودشان افتخار میکرد ولی الان چه جایگاهی هستیم؟

امروزه با ساخت فیلم پایتخت سعی در خوار و سخیف نشان دادن مازندرانیها دارند و باید گفت در این کار موفق هم بوده­اند به نحوی که جوانان مازندرانی، خودشان برای خودشان جوکهای تحقیرآمیز میسازند که افراد باکلاس در جوکها به فارسی حرف میزنند و شخصیتهای کودن به زبان مازندرانی.

کودکان و جوانان نمیتوانند به زبان مازندرانی صحبت کنند و این زبان را زشت میدانند.

باید به این افراد گفت که شما دچار آسیمیلاسیون شده اید:

آسیمیلاسیون یا "ذوب فرهنگی" استعمار و حل كردن اقوام در داخل قوم فارس است (یکسان سازی فرهنگی) . در این راه نیز زبان و هویت ما را هدف گرفتەاند.

چنانچه زبان، افسانه ها و اسطوره ها، تاریخ و ادبیات ما نابود شود آسیمیلاسسون به وقوع خواهد پیوست. باید گفت جوانان از افسانه ها و اسطوره ها، تاریخ و ادبیات سرزمین مازندران و کاسپین کاملا ناآگاه هستند و صرفا کمی از زبان مازندرانی(تبری-گلکی) بجا مانده است که آن هم به زودی از بین خواهد رفت.

باید کاری کرد. خواهش میکنم همت کنید و مازندران و سرزمین کاسپین را از نابودی نجات دهیم.

 


برچسب ها: مازندران ، آسیمیلاسیون ، هویت ، زبان ، ایران ، توران ، شاهنامه ،
آخرین ویرایش: شنبه 12 دی 1394 04:51 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر