تبلیغات
نجات و احیای سرزمین کاسپین - رسالت در برابر رذالت

رسالت در برابر رذالت

چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 10:54 ب.ظنویسنده : مازندران گیلان

 


مقدمه:

هر فردی در برابر افراد جامعه مسئول است و باید برای ارتقای سطح زندگی و رفاه دیگر مردم تلاش کند. یکی با علم، یکی با مال و پول، یکی با اختراعاتش، یکی با کشفیاتش و ...

در دین اسلام هم احادیث زیادی در این زمینه وجود دارد و بعنوان مثال میتوان از زکات که از فروع دین مبین اسلام است نام برد. زکات از واجبات مالی در دین اسلام است که بر اساس آن، مسلمانان باید مقدار معینی از مالشان را برای مصرف در زندگی فقرا و سایر امور عمومی اجتماعی بپردازند و همچنین زکات علم را نشر آن قرار داده است.

عوامل دهیاری و آبادی روستا

عوامل دهیاری روستا برای گرفتن بودجه جهت زیرسازی و آسفالت یکی از کوچه های محل بنام کوچه مدرسه به ارگانهای مختلفی همچون بنیاد مسکن، فرمانداری و .... میروند که راه بجایی نمیبرند که در نهایت به اداره راه و شهرسازی مراجعه میکنند از آنجا که اینگونه ارگانها ردیف بودجه ای برای اینگونه عملیاتها ندارند به عوامل دهیاری میگویند که ماشین آلات را ما میدهیم و مشکل اصلی ساب بیس و بیس و آسفالت میباشد که تهیه مصالح، نقشه برداری، شیب بندی و نظارت برپخش و تراکم آن به پیمانکار خیر آملی واگذار میشود.



رسالت پیمانکار

پیمانکار به جهت رسالتی که برعهده دارد اکیپ اجرایی و مهندسش را به روستا میفرستید که کارهای نقشه برداری و شیب بندی و بارریزی را انجام دهند. این کوچه معروف به کوچه مدرسه با یک بارندگی کوچک دچار آبگرفتگی و راه رفتن دانش آموزان و مردم در گل و لای به زحمت انجام میشد.

مجموعه شرکت پیمانکاری تمام تلاششان آبادی کوچه بود تا عبور و مرور مردم و خصوصا دانش آموزان راحت و آسوده انجام گیرد و دانش آموزان که آینده سازان این مملکتند بدانند که این جاده فقط بخاطر آنها با هزینه شخصی آسفالت میشود و پیمانکار را در زندگی پیشرویشان الگو قرار دهند.

همانطور که گفته می­شود تربیت یک انسان نجات یک جامعه است.




 

 

مردم کوچه و ایجاد تنش

مردم ساکن در کوچه، کار خالصانه مهندس و عوامل اجرایی را میبینند ولی بدون کوچکترین دلیلی به جروبحث با مهندس و عوامل اجرایی میپردازند. تنها دلیلی که شنیدیم این بود که قبل از پخش بار یک سنگ در سطح جاده بود که چرخ جلوی پراید این فرد روی آن رفته است!!! مردم به مهندس و اکیپ اجرایی فحاشی میکنند و کار بالا میگیرد. مدام تعداد مردم افزایش پیدا میکند در این بین فقط یک نفر از اهالی به طرفداری از مهندس سعی در آرام سازی فضا دارد که ناگهان، اهالی با چوب دستی به مهندس حمله میکنند و آنقدر میزنند تا چوب میشکند. بیش از 15 نفر به 4نفر که شامل مهندسِ سرپرست، نقشه بردار، دو راننده دستگاه بود حمله میکنند.

مردم روستا همانند داعشیان حمله میکنند انگار زدنِ اکیپ اجرایی نوعی تبرک و ثواب است.

انتقال به بیمارستان

با بیهوش شدن مهندس جوان مردم خیالشان راحت میشود و در این لحظه دهیار و شورا می­آیند و تنها کاری که اکیپ اجرایی توانستند انجام دهند انتقال مهندس به ماشین شخصی و رساندن او به بیمارستان بود. یکی از رانندگان نیز ماشین آلات را به اداره راه و شهرسازی منقل نمود.

 


نتیجه

در این چند روز هیچکس به ملاقات مهندس نیامد و این بود رسالت ناتمام مهندس در برابر رذالت مردم نادان.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:23 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر